تجلی اصول و قواعد حقوق بین الملل در نظریات امام خمینی (ره)
مقدمه:
اصول و قواعدی که امام خمینی( ره) در عرصه حقوق بین الملل طراحی می نمود بر گرفته از مبانی دینی و اسلامی ایشان بود که این مبانی دینی، نقش بسیار مهمی در اصول و قواعد حقوق بین الملل، در تجلی دیدگاه امام خمینی ایجاد می نمود . امام خمینی نه به عنوان یک سیاستمدار و نه به عنوان یک دانشمند بلکه به عنوان یک فقیه، بسیاری از نظریات ایشان در باب اصول و قواعد حقوق بین الملل برگرفته از مبانی دینی و اسلامی ایشان بود . امام خمینی باب تازه ای را در عرصه حقوق بین الملل باز نمود مبنی بر روشن نمودن بسیاری از قواعد حقوق بین الملل در دین و مذهب . در واقع امام خمینی به عنوان یک فقیه جامع الشرایط بسیاری از مسائلی را که در دین بود در عرصه حقوق بین الملل طراحی نمود و از آموزه های دینی در عرصه حقوق بین الملل استفاده نمود . امام خمینی (ره) به عنوان یک فقیه آشنا به امور زمان و روشنفکر در بسیاری از مسائل حقوق بین الملل نظریاتی را ابراز نموده است که با بسیاری از قواعد حقوق بین الملل مشابه و یکسان می باشد به گونه ای که برای مثال می توانیم مفهوم استقلال را از دید ایشان بیان داریم که این مفهوم علی رغم فشارهای عظیم بین المللی و بحران های فراگیر داخلی ، ابداً به معنای انزوای ایران از جهان نبود بلکه امام خمینی حریم واقعی ملت ایران و حرمت پایمال شده را ایشان مرتباً مورد تاکید قرارداده و هر نوع رابطه ای را در مرز اصطکاک با این اصل مورد ارزشیابی منفی یا مثبت قرار می دادند . و یا مفهوم موازنه منفی را که در شعار نه شرقی و نه غربی متراکم گردیده بود را گسترش بخشیدند و تصویر ژرفی از آن را در ارتباط با همزیستی صلح آمیز در پرتو استقلال و مصالح و منافع ملی کشور ارائه نمودند . در حیطه این انگاره کلی منافع ایران ، جهان اسلام ، ملل مستضعف ، و بالاخره رابطه متقابل با کل کشورها و ملتها ، به ترتیب در اولویت ایشان قرار می گرفتند . البته اگرچه در بسیاری از مسائل، مخصوصاً در مسائل مربوط به حقوق بشری ممکن است مباینتی بین نظریات امام خمینی و قواعد حقوق بین الملل وجود داشته باشد که در خلال تحقیق به آن پرداخته خواهد شد ولی در یک دید کلی بسیاری از نظریت امام با قواعد حقوق بین الملل مشابه و یکسان می باشد که در طول تحقیق به آن پرداخته خواهد شد . و البته لازم به ذکر است که واژه حقوق بین الملل به طور خاص در بیانات ایشان مورد استفاده قرار نگرفته است ولی بسیاری از اصول و قواعد آن مورد اشاره ایشان بوده است .
در این تحقیق سعی خودم را بیشتر بر این نهاده ام که از نقل قول های مستقیم امام در ارتباط با مسائل حقوق بین الملل استفاده نمایم و آن نقل قول ها را، با قواعد حقوق بین الملل تطبیق نمایم و موارد مشابه و موارد مباینتی آنها را بیان دارم .
1. گستره روابط بر اساس مبانی اسلامی و انسانی
یکی از موارد بسیار مهمی که امام خمینی در ارتباط با روابط بین کشورها ترسیم می نمود بحث وجود روابط بر اساس مبانی اسلامی و انسانی بود. بگونه ای که همواره در ارتباط با سایر کشورهای همجوار ابراز می داشت که ، « ما با دولت های همجوارخودمان که دارای مرزهای مشترکی می باشیم ، به طور مسالمت آمیز ، و به طور انسانی رفتار می کنیم البته به شرط عمل متقابل » . و اما روابط براساس مبانی اسلام که بسیار مورد توجه خاص ایشان بود سرچشمه از مسائل معنوی بود. ودر این موارد اصولاً بعد مسافت تاثیری ندارد و جایگاهی نخواهد داشت. و اینکه همانطورکه بیان می نمود روابط انسانی با همه ملتها ، روابطی است که با هیچ جایی مانع ندارد . علت این امر را می توانیم به دلیل این امر بدانیم که کشورها همواره خواهان بر قراری روابط با سایر کشورهای دیگر بر اساس مبانی انسانی می باشند و همو اره خواهان برقراری این نوع روابط می باشند . و این نوع روابط هم در حقوق بین الملل مورد اشاره قرار گرفته شده است زیرا که مقررات حقوق بین الملل بر اساس مبانی انسانی ترسیم گردیده شده است .
واما یکی از مسائل دیگری که امام آنرا در روابط بین کشورها مورد تاکید قرار می دادند نفی سلطه ارباب رعیتی در روابط بود و بیان می نمود که « روابط باید بین کشورها بر اساس روابطه دوستانه باشد ونه روابط بر اساس ارباب و رعیتی » زیرا وجود روابط بر اساس ارباب و رعیتی سبب وجود نظام سلطه در جهان می گردد که این نوع نظام ها در عرصه حقوق بین الملل مورد نکوهش قرار گرفته شده است و در عرصه حقوق بین الملل به روابط دوستانه در بین ملتها تاکید می شودکه امام هم به آن اشاره نموده است.
2. روابط حسنه – مدارا و مسالمت آمیز
یکی از مسائلی که امام در عرصه حقوق بین الملل در ارتباط با روابط بین کشورها ترسیم می نمود بحث روابط بین کشورها بر اساس روابط حسنه – مدارا و مسالمت آمیز بود . امام همواره این نوع روابط با کشورها را که مورد توجه اسلام و مبانی دینی هم بود را دنبال می کرد. امام، بدنبال ایجاد دشمن تراشی و انزوا از جامعه بین المللی نبود بطوریکه بیان می نمود « ما نمی خواهیم در یک کشوری زندگی کنیم که از دنیا منعزل باشد . ایران امروز نمی تواند این طور باشد ، بلکه کشورهای دیگر هم نمی توانند این طور باشند ، که دریک جا بنشینند و مرزهایشان را ببندند ، این غیر معقول است . امروز دنیا به مانند یک عالیه ویک شهر است ، و یک شهر دارای محله های مختلفی است که با هم ارتباط دارند . وقتی دنیا وضعش این طور است ما نباید منعزل باشیم. [1]» وحتی رابطه با آمریکا را هم اگر، بر اساس حسنه و مسالمت آمیز باشد را مورد توجه قرار می دهد وبیان می دارد که «جمهوری اسلامی مایل است با همه همجواران ودیگران با صلح وصفا زندگی کند ، و از دولتهای اسلامی اگر مورد تهاجم واقع شوند پشتیبانی کند[2] ».پس متوجه می شویم که معیار روابط با سایر کشورها از دیدگاه امام، همین اصل (حسنه و مسالمت آمیز) بودن بین کشورها می باشد .
3. احترام متقابل
امام خمینی اصلی را بیان می داشت که مورد توجه حقوق بین الملل عرفی می باشد وآنهم اصل احترام متقابل بود ، که به عنوان مهم ترین اصل در دیدگاه امام خمینی وحقوق بین الملل عرفی می باشد به گونه ای که بیان می دارد « اگر تمام کشورها احترام ما را حفظ کنند ما هم احترام متقابل را حفظ خواهيم کرد، و اگر کشورها و دولتها بخواهند به ما امری را تحميل نمایند از آنها قبول نخواهيم کرد [3].» همانطورکه از نظر امام بیان می گردد اگر چنانچه کشورها احترام ما را حفظ کنند ما هم با آنها رفتار متقابل را در پی خواهیم داشت. واما این اصل اشاره گردیده به وسیله حضرت امام در حقوق بین الملل عرفی جلوه گر می نماید بگونه ای که کشورها بر اساس احترام متقابل نسبت به یکدیگر در جامعه بین المللی در کنار یکدیگر زیست می نمایند و تا زمانی که این اصل در روابط فی مابین آنها وجود دارد مشکلی از حیث برقراری روابط بین آنها بروز نخواهد کرد . مثلاً در حقوق دیپلماتیک و کنسولی این اصل احترام متقابل بسیار جلوه گر می نماید زیرا که کشورها بر اساس همین احترام نسبت به مامورین کشور فرستنده زمینه ایجاد تفاهمات و گستردگی را در روابط ایجاد می نمایند و سبب اقدامات متقابل از سوی کشور فرستنده می گردند .
4. تولی و تبری در عرصه حقوق بین الملل
تولی و تبری در اصطلاح به معنای دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا می باشد . لیکن در واژگان دیپلماسی اسلامی ، به معنای ارجحیت و اولویت بخشیدن به ارتباط دوستانه و برادرانه با ممالک اسلامی و اکراه و پرهیز از برقراری روابط با کشورهای کافر و متخاصم است . در معنای موسع ، تولی به معنای دوستی با کشورهای برادر ودوست ، اعم از مسلمانان و کفار غیر محارب و غیر متخاصم است و تبری ، به معنای موضع گیری انکاری آحاد مسلمانان و حکومت اسلامی در برابر نظام های کافر و شرک پیشه می باشد . با الهام از آیه 9 سوره ممتحنه که می فرماید : " لا ینها کم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم " می توان به جواز برقراری رابطه عادلانه و دوستانه با کفاری که به حریم مسلمانان تجاوز نکنند و در صدد توسعه طلبی و حریم شکنی بر نیایند ، حکم کرد . البته قسط و میزان روابط مسلمانان با کفار نباید بر گستره روابط کشور اسلامی با سایر کشورهای اسلامی ارجحیت یابد . به گونه ای که روابط با کفار ، روابط با مسلمانان را تحت الشعاع قرار دهد . امام خمینی ضمن مبنا قراردادن این اصل در دیپلماسی اسلامی می فرمایند : « تولی و تبری دو اصل اساسی اسلام است . باید با حکومت عدل موافق شوید و آنرا به حاکم عادل دهید و از رژیم غیر اسلامی تبری جوید » . بر این مبنا از منظر امام ارتباط با کشورهای اسلامی غیر متخاصم اولویت درجه یک را دار است . ارتباط با کشور های اسلامی بی طرف که به هنگام درگیری کشور اسلامی با سایر کشورها از هیچ کدام جانب داری نمی کنند ، در درجه دوم اهمیت قرار دارد . ارتباط با کشورهای کافر غیر متخاصم که به هنگام درگیری بین کشور اسلامی و کشورهای دیگر موضع جانب دارانه در مورد حکومت اسلامی اتخاذ می کنند ، در درجه سوم اهمیت واقع است . و ارتباط با دولتهای کافر بی طرف که حیاد و بیطرفی را به هنگام نزاع ودرگیری مملکت اسلامی با ممالک دیگر اتخاذ می کنند ، در چهارمین درجه اولویت قرار دارد. از سوی دیگر ، سایر کشورهای اسلامی که تخاصمی آشکار با حکومت اسلامی دارند و با بغی و تجاوز به حکومت اسلامی دشمنی خود را به ثبوت می رسانند ، در زمره حکومت دشمن محسوب می گردند و کشورهای کافر متخاصم متحارب و مستکبر هم که درصدد ستیزه جویی و مداخله گری در قبال حکومت اسلامی هستند ، جزء دشمنان اصلی حکومت اسلامی به حساب می آیند و بیزاری و تبری از هر دو دسته اخیر لازم است .
امام خمینی با توجه به چنین تقسیمی، با برقراری روابط با کشورهای مسلمان و سپس با کشورهای جهان سوم و مستضعف تاکید می کردند. و به دنبال آن مبارزه و مقابله با حکومتهای جور و ظلم پیشه و نیز قدرتهای استکباری را وجه همت خود قرار می دادند و در رابطه با کشورهای بی طرف مسلمان و کافر اظهار نظری له یا علیه آنان به عمل نمی آوردند. از نظر امام خمینی، حکومت اسلامی با ماهیت ایدئولوژیک خود باید همواره وحدت و اتحاد با ممالک اسلامی را برای تحقق اهداف و آمال عالی اسلام مد نظر قرار دهد. لیکن این اتحاد و وحدت باید برای حفظ منافع دولتهای اسلامی و جلوگیری از سیطره دولتهای استکباری بر آنان باشد. با عنایت به ضرورت این روابط تنگاتنگ و نزدیک است که امام خمینی با استفاده از واژه برادری در روابط با کشورهای اسلامی، صمیمیت در روابط دوستانه را با تاکید بر همبستگی ایدئولوژیک مورد تاکید قرار می دادند. به گونه ای که بیان می داشت « کوشش داشته باشید در بهتر کردن روابط با کشورهای اسلامی. ما برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی و استقلال ممالک اسلامی در هر حال مهیا هستیم . برنامه ما که برنامه اسلام است و اتحاد وحدت کلمه مسلمین در ممالک اسلامی است » .
از طرف دیگر امام خمینی روابط نابرابر میان ملل اسلامی و قدرتهای استعماری را مردود و مطرود تلقی می کردند و قطع چنین روابطی را که منجر به قطع وابستگی ها و مداخله گری هاست میمون می دانستند. از این رو ، حضرت امام در بیانات خویش از چنین قدرتهایی بیزاری و تبری می جستند ، چرا که نقشه سلطه جویی بر ممالک اسلامی و شکست نهضت مکتبی ایران را طراحی می کردند .
از سوی دیگر، امام خمینی بر قطع رابطه حکومت اسلامی با دو دسته از کشورهای اسلامی تاکید داشتند : یکی کشورهایی که با حمله غاصبانه به مملکت اسلامی درصدد تجاوزگری و بغی علیه حکومت اسلامی برآمده اند که در این خصوص می توان به کشور عراق تحت قیادت صدام حسین اشاره کرد و دیگری کشورهایی که با انعقاد قرارداد دوستی با رژیم اشغالگر قدس به آرمان مسلمانان خیانت کرده اند که در این مورد می توان از حکومت مصر به رهبری انور سادات نام برد که با انعقاد معاهده (( کمپ دیوید )) به جهان اسلام خیانت کرد [4].
پس همانطور که از نظرات امام در ارتباط با تولی و تبری در ارتباط با روابط بین کشورها، در عرصه حقوق بین الملل سخن به میان آوردیم باید عرض نمائیم که دیدگاههای ایشان نسبت به روابط بین کشورها منطبق با حقوق بین الملل می باشد زیرا که حقوق بین الملل وجود نظام های سلطه و استبدادی و متخاصم را مذموم می داند و سعی بر این دارد که جامعه بین المللی از وجود این نوع نظام ها تهی گردد . اگرچه در حقوق بین الملل وجود این نوع نظام های ذکر گردیده از طرف حضرت امام، مذموم می باشد ولی وجود آنها واقعیتی انکار ناشدنی می باشد ولی در حقوق بین الملل بحثی وجود دارد مبنی بر شناسایی، که بر اساس این اصل کشورها می توانند از شناسایی حکومت های سلطه گر و استبدادی خودداری نمایند واز عدم شناسایی آنها سخن به میان آورند . یا همانطور که امام خمینی بیان نموده است می توانیم در دسته بندی روابط، آنها را در سطوح پائین جای دهیم . و امام بر اساس دسته بندی که بیان نموده است برای این نوع از حکومت ها جایگاه خیلی کم و پائینی را قایل می باشد وحکومت اسلامی را ملزم مینماید که با آنها رابطه نداشته باشند و قطع روابط با آنها را میمون دارند .
5. حقوق بشر
از منظر حضرت امام حقوق بشر و اعلامیه حقوق بشر تدوین شده از سوی غرب بسیار مورد انتقاد می باشد چرا که حضرت امام به موارد عملی رعایت حقوق بشر توسط امضاء کنندگان این اعلامیه اشاره می نمایند و آنرا مورد انتقاد قرار می دادند. از منظر ایشان بیشتر امضاء کنندگان این اعلامیه کشورهایی بوده اند که سلب آزادي بشر را در همه دوره هايي که کفيل بودند و دستشان به يک چيزي رسيده است کردهاند ودر این مورد بیان داشته است که « ما همه بدبختيهايي که داشتيم و داريم ، و بعد هم داريم از اين سران کشورهايي است که اين اعلاميه حقوق بشر را امضاء کردهاند . اعلاميه حقوق بشر سرلوحهاش، آزادي افراد است .هر فردي از افراد بشر آزاد است، بايد آزاد باشد. همه بايد در مقابل قانون علي السواء باشند . بايد آزاد باشند در محلشان؛ در سکني آزاد باشند، در شغلشان آزاد باشند، واین اعلاميه حقوق بشر است که سرلوحهاش اين مطلب است » .امام در ادامه به ذکر مواردی می پردازد و بیان می دارد که « آمريکا يکي از کشورهایی است که این اعلامیه را مورد امضا و تصويب قرارداده است و بیان نموده اند این مطلب را که حقوق بشر بايد محفوظ بماند . و از موارد حقوق بشر آزادي است . همين آمريکايهای که اعلاميه حقوق بشر را به اصطلاح امضا کرده اند ، شما ببينيد چه جناياتي بر اين بشر واقع کرده اند » .
یا مورد عملی دیگری که حضرت امام آن را بیان می داشت در مورد عمل ننمودن به اعلامیه حقوق بشر در مورد انگلستان می باشد که می فرماید « اين انگلستان که اين قدر از آن تعريف ميکنند و از تمدنش تعريف ميکنند و از دموکراسي بودنش تعريف ميکنند، و اين هم جز تبليغات خود آنها و شيطنت خود آنها چيز ديگري نيست که با شيطنت و با تبليغات اينها به مردم باور آوردهاند که در رأس دمکراسی ها، دمکراسي انگلستان است و مشروطيت به معناي حقيقيش در انگلستان وجود دارد ، اينها به واسطه تبليغاتي که داشتند به خورد مردم دادند اين معناها را. و ما ديديم که انگلستان با هندوستان، پاکستان و دول استعماري خودش چه کارها و چه جنايتهایی در آنجا کردهاست. و اين همين آمريکاست که ميبينيد در اسرائيلش که نگاه ميکنيم ـ آنجا را به وجود آوردند ـ اينها با مسلمين چه کردند و دارند چه ميکنند [5] » . واما میتوانیم بیان داریم که از نظر امام، تدوین اعلامیه حقوق بشر به دست ناقضین حقوق بشر، تنها یک اثر را به دنبال دارد و آنهم این است که سبب فریب کشورهای ضعيف می شود و با موجه جلوه دادن کار خودشان سبب بلعیدن وتحت سلطه درآوردن آنها می شوند و از نظر ایشان « اعلاميه حقوق بشر يک آلتي است براي چاپيدن مردم با وجه موجه که يک چيزي درست بکنند در ظاهر، ولی در عمل وقعی به آن ننمایند ». از نظر امام خمینی، در مورد حقوق بشر و اعلامیه آن، میتوانیم این چنین استنباط نمائیم که اعلامیه حقوق بشر و موارد احصاءدر آن بسیار موارد مطلوب و مفیدی برای حمایت از افراد می باشد ولی صرف تدوین آن در سی ماده و عمل ننمودن به موارد احصاء شده در آن فایده ای برای افراد بشر نخواهد داشت و اسباب بی اعتمادی و تظلم را به بار می آورد . امام تدوین اعلامیه حقوق بشر را کافی نمی دانست بلکه عمل به آن را بسیار با ارزش تر از تدوین آن میداند زیرا تدوین بدون اجراء هیچ فایده ای برای افراد بشر نخواهد داشت . امام در دوران قبل از انقلاب به حقوق بشر اهمیت زیادی می دادند و از تظلمی که رژیم شاه نسبت به افراد بیان میداشت به سختی انتقاد می کرد . امام حکومت اسلامي را مبتني بر حقوق بشر و ملاحظات آن می داند. وبیان می داشت که« هيچ سازمان و حکومتي به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است. شخص اول حکومت اسلامي با آخرين فرد مساوي است در امور » .
امام معتقد است که ، « حکومتي ميتواند ادعا بکند که حقوق بشر را حفظ ميکند که دولتش مبتني بر يک عقايد الهي ديني باشد؛ و خودش را مسؤول پيش يک قدرت بزرگ بداند »[6].
در یک دید کلی از نظریات امام در ارتباط با حقوق بشر می توانیم بیان داریم که حضرت امام حقوق بشر را به صرف تدوین آن کافی نمی داند بلکه اجراءگردیدن آن را لازم می داند. امام بهترین نوع حکومتی که درآن حقوق بشر تجلی می یابد حکومت اسلامی می داند چرا که استدلال خود را بر این مبنا قرار می دهد که در حکومتهای اسلامی به واسطه دیگاههای الهی – مذهبی که وجود دارد. به مردم، از هر نوعی که باشند تظلم نمی شود چرا که در حکومتهای اسلامی طبق آیات و روایات بیشترین تاکید بر رعایت حقوق بشر و نفی تظلم می باشد به گونه ای که حضرت علی (ع) در ارتباط با نفی ظلم وستم بیان می دارد که « الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم » که نشان از اهمیتی است که حکومت های اسلامی برای حقوق بشر قایل می باشند و همچنین آیات بسیاری در قرآن کریم بر این حقوق و رعایت آن، امر شده است . واما در ادامه ذکر این مطلب خالی از بیان نیست که بگوئیم حقوق بشر human rights) ) یک واژه ای نسبی می باشد که نسبت به جوامع مختلف تفاوت های در مصادیق حقوق بشری وجود دارد وبه طور یکسان در همه موارد نیست به گونه ای که موارد احصاء شده از حقوق بشر در جوامع غربی بگونه ای است که در جوامع اسلامی قابلیت استناد نخواهد داشت به دلیل اولویت احکام اللهی و مذهبی که در این جوامع وجود دارد . برای مثال : وجود آزادی همجنس بازی که در بسیاری از کنوانسیون های حقوق بشری در جوامع غربی، به عنوان یکی از مصادیق حقوق بشری ذکر شده است ولی این امر در جوامع اسلامی مورد نکوهش قرار گرفته شده است و در جوامع اسلامی ، مبانی حقوق بشری نشات گرفته از فطرت و طبیعت انسانی می باشد که در آیات قرآن هم به آنها اشاره شده است .
در اسلام و مکاتب اسلامی اهمیت ویژه ای به حقوق بشر داده شده است بگونه ای که آنرا از سایر قواعد هم برتر دانسته اند . خداوند برای افراد بشر جایگاه والا و زیادی را قایل است بگونه ای که درآیات قرآن کریم به ذکر آیاتی در این باب پرداخته شده است که به آن می پردازیم . مثلا: هنگامی که خدواند ،انسان را به عنوان خلیفه اللهی معرفی می کند به دلیل اهمیتی است که برای انسان وجایگاه انسان قایل است . یا در جای دیگر که در قرآن ،خطاب به فرشتگان می کند ومی فرماید « و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین[7] » . واین به دلیل اهمیتی است که خداوند برای انسان و جایگاه انسان قایل است . ودر اندیشه های حضرت امام که بر گرفته از مبانی دینی و اسلامی بود جایگاه زیادی را برای انسان و حقوق انسان قایل شده است . در ادامه به مصادیق حقوق بشری را که مورد توجه خاص حضرت امام و حقوق بین الملل می باشد خواهیم پرداخت و به شرح آنها می پردازیم .
1-5 ). آزادی
اولین مصادیق حقوق بشری را که مورد توجه خاص حضرت امام است وجود آزادی می باشد. که جایگاه بسیار بالای هم در حقوق بشر دارد . اما در ادامه ذکر این بیان خالی از گفتن نمی باشد که مفهوم آزادی به مانند مفهوم حقوق بشر که در بالا به آن اشاره نمودیم یک مفهومی نسبی است یعنی همین واژه آزادی نسبت به جوامع گوناگون متفاوت می باشد، از حیث عمل و موارد عملی آن . در اسلام به این قسم از مورد حقوق بشر جایگاه بالایی قائل است بگونه ای که خداوند در هیچ شرایطی آزادی را از انسان سلب نمی نماید حتی در امر مهم پذیرش دین ، که انسان را مختار معرفی می نماید هنگامی که بیان می دارد « لا اکراه فی الدین » ، که نشان از آزادی انسانها در امور دینی دارد .
آزادی از دیدگاه حضرت امام، برخواسته از اندیشه های فقهی وسیاسی ایشان می باشد و آزادی به مفهوم غربی آن نیست . زیرا امام همواره تاکید بر آزادی مثبت می نماید . در آزادی به شیوه اسلامی و دینی که امام بر آن تاکید می نمود بدین گونه می باشد که هر فرد در داخل کشور در فضای آزاد بتواند اندیشه های خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارد و افراد را مورد نقد وبررسی قرار دهند .البته باید بدین گونه باشد که مسئولین به انتقاد آنان توجه نمایند . امام بیان می نمود که همواره در فضای آزاد، بسیاری از مسائل، شفاف و روشن می گردد . زیرا که در فضای آزاد هرفرد حق دارد و می تواند موضوعات و دغدغه های مختلف خود را بیان دارد و همین امر سبب می گردد که از خفقان، به خاطر نبود آزادی جلوگیری شود و بسیاری از امور، مورد اصلاح و بازبینی قرار گیرد . از دیدگاههای ایشان در مورد آزادی می توانیم بیان داریم که اگرچه همانطور که در بالا بیان نمودیم آزادی یک امری نسبی در جوامع مختلف می باشد بگونه ای که ممکن است در جوامع غربی ، بسیاری از مسائلی را که آزادی به طور عام می دانند در جوامع اسلامی همین امر به عنوان آزادی به مفهوم منفی آن باشد واین به دلیل نسبی بودن همین امر است که بیان نمودیم .
امام، مبنای آزادی را اعطایی از سوی افراد نمی داند بلکه مبنا و پایه آنرا حق طبیعی بشر می دانست . انواع آزادی ازدیدگاه حضرت امام بدین شرح می باشد .
اولین ومهم ترین آزادی از دیدگاه حضرت امام، آزادی در تفکر و اندیشه می باشد که در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم در ماده 18 به آن توجه شده است .
امام به آزادی تفکر و اندیشه بسیار اهمیت می دادند بگونه ای که آنرا برتر از سایر آزادی های دیگر میدانستند واین درواقع بر گرفته مستقیم از اندیشه های اسلامی می باشد. زیرا که تفکرو تعقل ، دراندیشه های اسلامی بسیار مورد توجه وسفارش گردیده شده است . حضرت امام یکی از ویژگی های انسان کامل را تکیه بر برهان و استدلال و اجتناب از تحمیل عقائد می دانند و اصولاً معتقدند که تحمیل عقائد امری غیر ممکن است .
دومین نوع از آزادی که ایشان بر آن تاکید می نمودند آزادی مطبوعات و رسانه های گروهی میباشد[8]. که درماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر هم به آن پرداخته شده است.
آزادی مطبوعات و رسانه های گروهی یکی از تاکیدات مهم حضرت امام در دوران قبل از انقلاب و در دوران بعد از انقلاب بوده است . امام در دوران مبارزه علیه رژیم شاه همواره ضمن انتقاد از رژیم شاه، بر لزوم آزادی مطبوعات و رسانه های گروهی تاکید می نمودند [9] . ایشان حاکمیت انحصاری بر رسانه های جمعی را بسیار مورد نکوهش قرار می دادند و با این وضعیت بسیار مخالفت می کردند و از اینکه هیچ وسیله ی انتشاراتی در دست مخالفان برای ابراز نارضایتی خودشان نسبت به حکومت وجود ندارد ابراز نارضایتی می کردند وبراین رسانه ها عنوان کثیف بودن را بیان می داشتند[10] زیرا عنوان می کردند که در این رسانه ها بیشتر به مدح حکومت می پردازند و از مشکلات و نارضایتی های مردم سخنی به میان نمی آورند [11].
سومین نوع از آزادی را که امام بر آن صحه می گذارد بحث آزادی احزاب سیاسی می باشد . که در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم در ماده 20 به آن اشاره گردیده شده است .
ایشان همانطور که در بالا بیان نمودیم به دموکراسی از نوع اسلامی آن بسیار اهمیت می دادند و از آنجا که یکی از اصول اولیه ی حکومت های دموکراتیک ، وجود احزاب مختلف با دیدگاههای گوناگون و فعالیت آزادانه ی آنها برای کسب قدرت و اجرای برنامه ها و اهداف سیاسی شان می باشد. پس این نوع از آزادی ها را برای آنها بسیار ضروری می دانستند . زیرا دموکراسی بدون وجود احزاب سیاسی معنای نخواهد داشت و وجود یک حزب و آنهم اگر متعلق به جناح موافق باشد. در واقع به معنای نبود آزادی و رواج اندیشه های دیکتاتوری در جوامع است . از این رو ایشان همواره تاکید می کردند که « در چارچوب جمهوری اسلامی تمامی احزاب می توانند آزادانه اظهار نظر کنند[12]. »
چهارمین آزادی را که امام برآن تاکید می نمود، آزادی در انتخابات می باشد . که در بند3 ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر هم به آن پرداخته شده است .
از دیدگاه ایشان انتخابات امری است که متعلق به مردم، درجوامع دموکراتیک می باشد زیرا که یکی از معیارهای حکومتهای دموکراتیک بحث انتخابات می باشد اما درهمین انتخابات ، باید اصولی مراعات گردد تا انتخابات به معنای واقعی کلمه جلوه گرنماید ویکی ازآن اصول بسیار مهم از نظر امام ، بحث آزادی انتخابات می باشد بگونه ای که ایشان بر آزادی انتخابات و مشارکت فعالانه مردم در آن، اصرار زیادی دارند [13]. و بیان می دارد که اگر انتخابات به صورت فرمایشی برگزار گردد تنها نتیجه ای که در بر دارد سبب سلب اعتماد مردم نسبت به حکومت می گردد وحالت بی اعتمادی در قشر نخبگان جوامع ایجاد می گردد .
واما پنجمین نوع از آزادی های را که امام بر آن تاکید می نمودند . آزادی های شخصی[14] می باشد . که در ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر هم به آن پرداخته شده است . این نوع آزادی ها در دیدگاه ایشان از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. زیرا که با حوزه های زندگی خصوصی افراد سروکار دارد که شامل آزادی مسکن. و نحوه زندگی و امنیت فردی و.. می باشد . امام در اوایل انقلاب. که بر اثر فعالیت نیروهای تندروی انقلابی – مذهبی که سبب تعرض به آزادی های فردی شده بودند فرمان هشت ماده ای را صادر کرد که به طور کلی در جهت تامین امنیت شخصی افراد بود . بنابراین امام با صدور فرمان هشت ماده ای بر حقوق و آزادی های شخصی و خصوصی افراد تاکید می نمودند و دولت را هم ملزم به اجرای آن می کردند . و این، نشان از اهمیت این نوع از آزادی ها در دیگاه های ایشان می باشد .
پس همانطور که از شرح مطالب بالا فهمیده می شود آزادی در دیدگاههای حضرت امام از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد البته آزادی از مفهوم مثبت آن که مورد توجه اسلام هم می باشد. در اعلامیه جهانی حقوق بشر در مواد 3و 18و 19و 20 و29 این اعلامیه، به آزادی پرداخته شده است بگونه ای که در یک جمع بندی از این مواد بیان شده در اعلامیه، میتوانیم بیان داریم که « هر کس از حق حیات ، آزادی و بر خورداری از امنیت بر خوردار می باشد. و هر کس حق دارد از آزادی اندیشه ، وجدان و مذهب و عقیده بهره مند گردد . و افراد، از آزادی تجمع و ایجاد تشکل مسالمت آمیز برخوردار می باشند. » پس همانطور که در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم اشاره گردیده شده است آزادی از جایگاه بسیارمهمی در حقوق بین الملل و خاصه در حقوق بشر بر خوردار میباشد که امام هم به آن اشاره نموده است و آنرا در دوران حیات خود مورد تاکید قرار می دادند و همگان را بر رعایت این حقوق افراد، ملزم می نمودند .
2-5). آزادی و حقوق زنان
در شرح آزادی از دیدگاه حضرت امام و اعلامیه جهانی حقوق بشر می توانیم بیان داریم که حضرت امام در بحث آزادیها در مورد زنان، بیان می دارد که درحکومت اسلامي زنان از آزادی برخوردار می باشند وحقوق آنها مثل حقوق مردان است . اسلام برای زنان جایگاه بسیار والایی راقایل گردیده است به طوریکه در قرآن کریم یک سوره به نام زنان اختصاص داده شده است و این نشان از اهمیتی است که اسلام برای زنان قائل گردیده است . اسلام دستورات و واجباتی را برای زنان ایجاد نموده است مثلاً بحث حجاب ، که این دستور و فرمایش اسلام در واقع برای عزت بیشتر زنان و در واقع می توانیم بگوئیم که این فلسفه حجابی را که، اسلام برای زنان قائل شده است به معنای محدودیت آنان نمی باشد بلکه برای حفظ عزت زنان و زیبنده تر کردن آنها می باشد . ودر واقع به بیان دیگر می توانیم یک نوع حیله قرآنی در نظر بگیریم که اسلام برای زیبنده تر کردن زنان در نظر گرفته است و این حجاب و محدودیت ها، مانع ورود زنان به عرصه فعالیت از نظر اسلام نمی شود بلکه یک نوع مصونیت برای زنان می باشد که آنها را حفظ می نماید . اسلام به زن، به عنوان یک وسیله نمی نگرد بلکه به عنوان یک عنصری گران بها آن را معرفی می کند که سبب آرامش به محیط خانواده و مردان می شوند . اسلام از زمان ظهور خود در عربستان ، که شیوه های جاهلیت در آنجا رواج داشت و به زنده به گور کردن دختران می پرداختند . پیامبر اکرم (ص) از همان اوایل دعوت مردم به اسلام ،اعراب را از این کار نهی می نمود و مقام بسیار بالایی را برای زنان در نظر می گرفت . اسلام ، زنان را از قيد اسارت مردها بيرون آورد و آنها را همرديف مردها قرار داد . امام خمینی که اندیشه های ایشان بر گرفته از مبانی دینی و اسلامی بود بر اساس همین مبانی ،جایگاه بسیار بالایی را بر ای زنان قائل بود به گونه ای که بعد از انقلاب بیان می داشت که « ما بسياري از موفقيتها را مرهون خدمتهاي شما بانوان ميدانيم. شما هستيد که علاوه بر آن که خودتان فعاليت ميکنيد، فعاليت را در مردها مضاعف ميکنيد. و شما بوديد که در زمان طاغوت تحت رنج و شکنجه روحي واقع شديد و بحمد الله با قدرت خودتان و تعهد خودتان آن قدرت شيطاني غرا (را) از صفحه روزگار بيرون کرديد و نگذاشتيد که آن خيالهايي که آنها در سر خودشان و در خاطر خودشان پخته بودند، آن خيالها به نتيجه برسد. و خدا ميداند که اگر نبود اين نهضت، و نبود کوشش ملت ايران از زن و مرد و جوان و پير و بزرگ و کوچک، اين ملت همه چيزش را از دست داده بود و ميداد . و شما بحمد الله زحمت کشيديد، رنج برديد و در همه مراحل پايداري کرديد، و بانوان ايران در همه جا فعاليت کردند، چه فعاليتهاي فرهنگي و چه فعاليتهاي اقتصادي، که قشر کثيري از آنها در کشاورزي دخالت دارند، و قشر کثيري از آنها در صنعت دخالت دارند و قشر کثيري در فرهنگ و ادب و علم و هنر[15]». و امام خمینی نقش بسیار بالایی را برای زنان در عرصه پیروزی انقلاب قایل بودند وبعد از پیروزی انقلاب همواره آنها را به داشتن حجاب اسلامی امر می نمودند زیرا که معتقد بود « حجابي را که اسلام برای شما قرار داده است ، براي حفظ آن ارزشهاي شما می باشد زیرا هرچه را که خدا دستور فرموده است ـ چه براي زن و چه براي مرد ـ براي اين است که ، آن ارزشهاي واقعي که اينها دارند و ممکن است به واسطه وسوسههاي شيطاني يا دستهاي فاسد استعمار و عمال استعمار پايمال شوند، این ارزش ها زنده بمانند[16] » .در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم در ماده 16 و هم در بند 2 ماده 25 آن به زنان و حقوق آنها اشاره نموده شده است .
3-5 ). حقوق زندانیان
یکی ازمسائل بسیار موکد حضرت امام بحث مراعات با زندانیان بود. ایشان به زندانی، به مانند یک غیر انسان نمی نگرد بلکه به عنوان یک انسان تربیت نشده می نگرد و همواره تاکید بر این امر مینماید که باید با زندانیان به دید انسانیت نگریسته شود و خوش رفتاری و خوش اخلاقی که بر گرفته از دیدگاههای اسلامی و عرفی ائمه بوده است بیان گردیده شود زیرا که از نظر ایشان چه بسا یک زندانی بر اثر اخلاق نیک شما، به شما گرایش یابد و از طرف دیگر معتقدند که مجرم هر کس که باشد ومرتکب هر جرمی هم که شده باشد . نباید با او بد رفتاری گردد وبه همگان توصیه می نماید که « بازندانیانی که در دست شما می باشند به گونه ای رفتار نشود که آنها آرامش خود را از دست بدهند زیرا این شیوه متعلق به اسلام و جوامع اسلام نیست بلکه باید با زندانی با آرامش و احترام برخورد نمائید[17] » همانطور که متوجه می شویم امام، خشونت با زندانیان را جایز نمی داند و برای زندان رسالتی تربیتی قایل می باشد که همواره در جهت رشد زندانیان باید به عمل آید . به هر حال تفکر انسانی امام ،که رعایت اخلاق اسلامی با زندانیان می باشد دارای اهمیت بسیاری می باشد که نظر امام در این باب، از مبانی اساسی فوق نشات گرفته شده بود . که در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم در مواد4 و5 به آن اشاره گردیده شده است .
4-5). حقوق اقلیت ها
امام خمینی حقوق و آزادیهای راطبق اعلامیه جهانی حقوق بشر برای اقلیت ها ،قائل گردیده است امام اقليتهاي مذهبي را در ايران ، براي اجراي آداب ديني و اجتماعي خودشان آزاد می داند و حکومت اسلامي هم ، خود را موظف ميداند تا از حقوق و امنيت آنان دفاع کند و آنان هم مثل ساير مردم مسلمان ايران، ايراني و محترم شناخته می گردند[18] . امام در مورد اقلیت ها اظهار می نماید که « اقليتها يک وقت گفته ميشود به اقليتهاي مذهبي که در ايران اين اقليتها وجود دارد و آنها با ساير افراد ايران در همه چيز مشترک و حقوقشان به حسب قوانين داده ميشود . و در حکومت اسلامي آنها در رفاه و آسايش و آزادي به سر خوردار خواهند بود » .
امام بر وحدت بین مسلمانان اعم از شیعه و سنی و کرد و لر و ترک وفارس و بلوچ و امثال آنها تاکید می نماید و آنها را اقلیت به میان نمی آورد بلکه آنها را برادران ما معرفی می کند تا بین ما و آنها جدایی ایجاد گردد و تاکید بر رفنتار های محبت آمیز نسبت به آنان می نماید تا وحدت بین ما و آنها ایجاد گردد . امام بیان می دارد که در اسلام جدایی وجود ندارد .که همین یکی از موارد مهم حقوق بشر می باشد ( اصل عدم جدایی افراد از یکدیگر ) و ( اصل عدم تبعیض ) در بین افراد، که امام هم بر آن تاکید نموده است و آنرا بیان داشته است .
امام معتقد است که « بين دو تا مسلمي که با دو زبان صحبت ميکنند .مسلمي که عرب است، مسلمي که عجم است.اين مسائل بسيار محتمل است که از دستهايي که ميخواهند ممالک اسلامي با هم وحدت پيدا نکنند پيش آمده است . قضيه عرب را پيش کشيدهاند و عجم را. در داخل ممالک، قضيه کرد را و عرب را، و فارس را.در مملکت ما قضيه کرد و عرب و لر و ترکمن و بلوچ و امثال اينها را پيش کشيدهاند مخالفين ما که داراي مطالعات زيادي در اين مملکتها هستند. اينها به آنجا رسيدند که چنانچه اسلام به آن طوري که هست پياده بشود و آن طوري که اسلام دعوت کرده است تحقق پيدا بکند، تمام اين قدرتهايي که در عالم هستند، اينها منعزل ميشوند » .
امام در مورد جدای اقلیت ها که در آن زمان مطرح بود بیان داشته است که « اینکه می گویند باید حق کردها را بدهید و خواهان خود مختاری کردستان می باشند این در واقع در زمان حکومت های جابر و استبدادی مطرح می گردد و در زمان حکومتهای دموکراسی بیان گردیده نمی شود زیرا در حکومت های دموکراسی تمامی افراد از حقوق مساوی و یکسان بر خوردار می باشند و تفاوتی بین افراد وجود نخواهد داشت چه بسا ممکن است یکی از اقلیتهای زبانی به وسیله انتخابات ، مسئولیت حکومت را بر عهده گیرد » و همانطور که متوجه می شویم این حمایت از اقلیتهایی را که امام بیان نموده است و بر آن تاکید می نماید وبر جدایی آنها و تجزیه بین آنها خط بطلان میکشد این تاکیدات منطبق با حقوق بین الملل و خاصه حقوق بشر می باشد .
5-5). حقوق مردم
از دید حضرت امام یکی از اصول بسیار مهم در جوامع اسلامی، بحث عدم تجاوز به حقوق و آزادی های مردم می باشد چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی، ایشان تاکید می نمایند که « همه افراد در داخل جوامع از حقوق و آزادیهایی برخوردار می باشند » و مطلوب مورد نظر ایشان آزادی از دید اسلام است وآزادی مثبت آن ملاک قرار می گیرد . وایشان به طور کلی ظلم به مفهوم تجاوز به حقوق مردم را مظهر اصلی نظام های فاسد می دانند و رسالت حکومت اسلامی را جلوگیری از چنین اعمالی بیان می دارد .
6-5). نفی ظلم وستم
ظلم و ستم، به طور کلی پدیده ای شوم می باشد که در آموزه های دینی و در سایر اصول و قواعد حقوق بین المللی خاصه حقوق بشر به طور کامل نفی شده است و از انسانها خواسته شده است که از آن تبری جویند و در هر کجا که این پدیده شوم را مشاهده می نمایند با آن به مبارزه بپردازند. در آموزه های دینی تاکیدات زیادی بر عدم رابطه با حکومت های ظالم شده است که نشان از خواهان صلح بودن آموزه های دینی و خاصه اسلام می باشد .حضرت امام با توجه به دستورات دینی ظلم را بسیار پدیده شومی بیان می دارد اگرچه از دید ایشان ظلم دارای مراتبی می باشد که از ظلم افراد نسبت به خانواده خود شروع می شود تا ظلم حکومت نسبت به افراد . ایشان ازظلم در هرمرتبه ای متنفر می باشد و بیان می دارد که « اسلام دین نور ، و زداینده ظلم و تاریکی می باشد و ظلم بزرگترین عامل انحرافات انسانها از مسیر هدایت و رستگاری می باشد[19] » . از این رو ایشان بارها تنفر خود را از ظلم ابراز داشته اند و آن را مخالف عدالت و صلاح جامعه اسلامی بیان می دارند . از دید ایشان می توانیم بیان داریم که ظلم به هر نحوی که باشد اعم از شکنجه یا فشاربه طور عام بر روی مردم سبب این می گردد که افراد نسبت جامعه بدبین شوند واین امر سبب سلب مشروعیت حکومت می گردد .امام ، رفتارهای ظالمانه را به هر صورتی که باشد را نمی پذیرد و با کشورهای ظالم به مخالفت می پردازدو بیان می دارد که « ما با هر کشوری که بخواهد ظلم کند مخالفیم . حال این کشور چه در غرب و چه در شرق باشد [20]» . این اصل در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشرو هم در سایر مواد آن به طور صریح یا ضمنی ذکر شده است . امام ،پرهیز از ستم گری و ستم پذیری را به عنوان یک اصل اسلامی[21] معرفی مینماید که منطبق با اصول و قواعد حقوق بین الملل می باشد . واز طرف دیگر بیان می دارد که در اسلام ستمگری و ستم پذیری ممنوع می باشد . واما نظر امام در ارتباط با ( تشریک مساعی جهت جلوگیری از ظلم و ستم[22] ) منطبق با منشور ملل متحد می باشد چرا که در منشور ، کشورها بر اساس اصول و قوائدی که خود را ملزم به آن می نمایند از ایجاد ظلم و ظلم بر دیگران جلوگیری به عمل می آورند که همان تشریک مساعی جهت جلوگیری از ظلم و ستم می باشد که امام بیان نموده است .
7-5 ). دموکراسی
واما دموکراسی به عنوان یکی از ابواب حقوق بشری ،در بیانات امام به طور غیر مستقیم تعریف هایی از آن ارائه گردیده شده است ، که وجه بارز آن این است که مردم به واسطه ی ابزارهایی مانند انتخابات، سرنوشت خود را بتوانند دردست بگیرند . امام در پاسخ به مدعیان غیر دموکراتیک بودن جمهوری اسلامی و مشروئیت آن می فرماید : « می گویند این دموکراسی نیست، دموکراسی غیر از این نیست که مردم خودشان ، سرنوشت خودشان را دردست بگیرند ؟ کجای دنیا این قدر دموکراسی است ،که برای قانون اساسی دو دفعه مردم رای بدهند ....شما می خواهید تحمیل کنید ، شما دیکتاتور هستید که می خواهید تحمیل کنید » [23]. واینکه عمده دیدگاههای ایشان در باره این واژه در حد فاصل سالهای 1356 تا سال 1358 ابراز شده است .
واما مفهوم دموکراسی در بیانات امام به دو شکل به کار گرفته شده است :
نخست دموکراسی مطلوب و مثبت ، که در نظر ایشان دموکراسی به معنای واقعی کلمه همین قسم از دموکراسی است که مورد توجه اسلام و مکاتب اسلامی هم می باشد .
و دیگر دموکراسی نامطلوب و منفی ، که به تعبیر امام، غیر حقیقی و جعلی که در مغرب زمین بنا نهاده شده و طبق نظر ایشان اساساً دموکراسی محسوب نمی شود .
ایشان طی بیانات و سخنرانی خود به طرح تبیین دموکراسی مطلوب پرداخته اند و طبیعی است که حضرت امام تعریف و قرائتی که از دموکراسی مثبت دارد آن را مطلوب معرفی کرده است . حضرت امام برای دموکراسی مطلوب ، ویژگی هایی را بیان کرده اند ،که طرح آن میتواند به شکل گرفتن تصویر به نسبت واضحی از دموکراسی مطلوب ایشان بینجامد. ویژگی ها و شاخصه های دموکراسی مطلوب حضرت امام که به طورعمده بدین شرح می باشد :
1).نافی استبداد و دیکتاتوری 2). تامین و حفظ آزادی 3). پیوند با استقلال 4).عدالت خواه و مبتنی بر اسلام بودن [24] می باشد .
امام در ضمن تبیین دموکراسی مطلوب مورد نظر خود به نقد و بررسی دموکراسی شکل گرفته در غرب می پردازد و بیان می دارد که دموکراسی ازنوع غربی و شرقی آن دموکراسی به معنای واقعی کلمه نیست البته ذکر این نکته هم خالی از گفتن نمی باشد که مفهوم دموکراسی به مانند حقوق بشر و آزادی که در بالا بیان نمودیم یک امریست نسبی، که نسبت به جوامع گوناگون متفاوت می باشد به گونه ای که ممکن است در بسیاری از جوامع غربی و یا حتی شرقی امری را دموکراسی تلقی نمایند ولی همین امر در جوامع اسلامی، دموکراسی به معنای واقعی آن نباشد. ویا ممکن است در جوامع اسلامی دموکراسی نوع دیگری ابراز شود که در غرب، به عنوان دموکراسی شناخته نگردد واین بدلیل نسبی بودن این واژه می باشد . نظر مطلوب حضرت امام نسبت به دموکراسی، دموکراسی از نوع اسلامی آن می باشد به گونه ای که حضرت امام معتقدند که « درغرب خبری از دموکراسی نیست ، هرچند که زیاد از آن دم می زنند [25] ،این حکومت ها لفظاً دموکراسی هستند ، محتوای دموکراسی ندارند و حکومت های فعلی مستبد می باشد[26] » نقد اساسی امام نسبت به دموکراسی غرب در سه نکته متجلی گردیده است :
الف ) تبعیض میان طبقه حاکم و مردم در برخورداری از امکانات [27]
ب ) طرفداری از سرمایه دران بزرگ
ج ) اهمیت ندادن به ضعفا [28]
پس بنابراین، دموکراسی به عنوان یکی از ابواب حقوق بشری که در ماده 25 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ذکر گردیده شده است مورد توجه حضرت امام و حقوق بین الملل هم می باشد البته اگرچه ممکن است در مصادیق آن تفاوتهایی بین آنها وجود داشته باشد به دلیل نسبی بودن آن، ولی در اصول کلی بین آنها تفاوتی وجود ندارد .
8-5). کمک های بشر دوستانه
حقوق بشرhuman rights : امتیازاتی است که هر فرد به صرف انسان بودن و عضویت در خانواده بشری و فارغ از رنگ و مذهب و جنس و تابعیت و.. از آن بهره مند می گردند . این تعریف که بدون تردید نتیجه حاصل از فلسفه حقوق طبیعی است ، که غیر قابل انتقال می باشد و حقوقی است که مشمول مرور زمان نمی گردد و اینکه هیچ قانون گذاری هم نمی تواند آنرا تغییر دهد زیرا که از طبیعت و سرشت آدمی سرچشمه گرفته شده است و از قبل تعیین شده است و کلیه انسانها و افراد بشر هم از آن بهره مند می گردند . حقوق بشر یک قاعده عام وکلی می باشد که بسیاری از کمک های بشر دوستانه راهم در بر می گیرد . کمک های بشر دوستانه یک قاعده خاص و جزئی می باشد که در زیر قواعد حقوق بشر می باشد . کمک های بشر دوستانه عمدتاً در زمان جنگ ابراز می گردد و مورد اجرا قرار می گیرد .
واینکه یکی از مواردی را که حضرت امام بر آن تاکید می نمود کمک های بشر دوستانه ای بود که باید از سوی کشورهای اسلامی به سایر کشورهای اسلامی و سایر کشورهای غیر اسلامی را که دچار مشکلاتی شده اند نمود و آنهم به دلیل خصوصیت انسانی بودن این نوع از حکومت ها [29] . حضرت امام در ارتباط با فاجعه لبنان و مصيبات وارده بر آن در آن زمان به کمک های بشر دوستانه از سوی ایران به آن کشور تاکید می نمود . یا در ارتباط با سرزمین فلسطین که به دست اسرائیلیان به اشغال درآمده بود بیان می دارد که« هنگامي که ميبينيد خونهاي برادران و خواهران بيگناه شما در سرزمينهاي مقدس فلسطين جاري است و هنگامي که مشاهده ميکنيد که سرزمينهاي ما اشغال شده و خانههايمان به دست صهيونيستهاي تبهکار ويران گشته است در اين شرايط جز ادامه جهاد راهي نيست و بر همه مسلمانان واجب است که کمکهاي مادي و معنوي خود را در اين پيکار مقدس بنمايند. و خداوند پشتيبان اين اراده است [30] » . امام در این بیان خود به کمکهای بشر دوستانه مادی و معنوی تاکید می نماید که این کمکهای بشردوستانه مورد توجه حقوق بین الملل و خاصه حقوق بشر می باشد که امام بر آن تاکید می نماید . امام از سوی دیگر به سایر کشورها هم امر می نماید که به کمک های بشردوستانه و مداخلات بشر دوستانه بپردازند برای مثال : دعوت از سران سایر کشورهای اسلامی برای مداخله بشر دوستانه در جنگ سوم اعراب و اسرائیل ،که بیان می دارد